خرید بک لینک
ای که بی تو خودمو تک و تنها میبینم هر جا که پا میزارم تو رو اونجا میبینم یادمه چشمای تو پر درد و غصه بود قصه ی غربت تو قد صد تا قصه بود یاد تو هر جا که هستم با منه داره عمره منو اتیش میزنه تو برام خورشید بودی توی این دنیای سرد گونه های خیسمو دستای تو پاک میکرد حالا اون دست ها کجاست اون دوتا دست ها

برچسب: نویسنده: آریا شمس تاريخ: سه شنبه 30 خرداد 1396 ساعت: 14:12

ندانمت به که مانی؟ که آفت دل و جانی نکو تر از مه روشن، گل رویت سیه تر از شب عاشق، سر مویت بهشتی بهاری دریغا ستمگر یاری ندانی باری ره دلداری گل و سرو سوسن، تویی تو بلای جان من، تویی تو گمان کردم که درمان دل زارم تو باشی ندانستم که معشوق دل آزارم تو باشی چو آگاهی ای ماه من از آه من سوی عاشق نظر کن چو

برچسب: نویسنده: آریا شمس تاريخ: سه شنبه 30 خرداد 1396 ساعت: 14:12

چون زلف توام جانا، در عین پریشانی چون باد سحرگاهم، در بی سر و سامانی من خاکم و من گردم، من اشکم و من دردم تو مهری و تو نوری، تو عشقی و تو جانی خواهم که تورا در بر، بنشانم و بنشینم تا آتش جانم را، بنشینی و بنشانی ای شاهد افلاکی، در مستی و در پاکی من چشم تورا مانم، تو اشک مرا مانی در سینه ی سوزانم، م

برچسب: نویسنده: آریا شمس تاريخ: سه شنبه 30 خرداد 1396 ساعت: 14:12

کی اشکاتو پاک میکنه ، شبا كه غصه داريدست رو موهات كي ميكشه ، وقتي منو نداريشونه ي كي مرهم هق هقت ميشه دوبارهاز كي بهونه ميگيري ، شباي بي ستارهبرگ ريزوناي پاييز كي چشم برات نشستهاز جلوپات جمع ميكنه برگاي زرد وخستهكي منتظر ميمونه ، حتي شباي يلداتا خنده رولبات بياد ، شب برسه به فرداكي از سرود بارون قص

برچسب: نویسنده: آریا شمس تاريخ: سه شنبه 30 خرداد 1396 ساعت: 14:12

هیچ تنها و غریبی طاقت غربت چشماتو ندارههر چی دریا رو زمینه قدر چشمات نمیتونه ابر بارونی بیارهوقتی دلگیری و تنها غربت تمام دنیا از دریچه ی قشنگه چشم روشنت می بارهوقتی دلگیری و تنها غربت تمام دنیا از دریچه ی قشنگه چشم روشنت می بارهنمی تونم غریبه باشم توی آینه ی چشماتتو بزار که من بسوزم مثل شمعی توی

برچسب: نویسنده: آریا شمس تاريخ: سه شنبه 30 خرداد 1396 ساعت: 14:12

قلب تو قلب پرندهپوستت اما پوست شیرزندون تن و رها کنای پرنده پر بگیراون ور جنگل تن سبزپشت دشت سر به دامناون ور روزای تاریکپشت این شبای روشنبرای باور بودنجایی باید باشه شایدبرای لمس تن عشقکسی باید باشه بایدکه سر خستگیاتوبه روی سینه بگیرهبرای دلواپسی هاتواسه سادگیت بمیرهقلب تو قلب پرندهپوستت اما پوست

برچسب: نویسنده: آریا شمس تاريخ: سه شنبه 30 خرداد 1396 ساعت: 14:12

تو کی هستـــــی . تو کی هستــــــی که نگـــــــاهت مثل قصـــــه پره رازه تو کی هستــــــــــــی که تو این شبــــــــ نفستـــــــــــــ غیر مجـــــــــازه با منــــــــــی مثل خود من مثل یک تن مثل یک پیـــــــــــرهن اما بیــــــن دستــــــــــــای ما فاصلـــــه دوره و درازه بذار از غر بگیـــــــــ

برچسب: نویسنده: آریا شمس تاريخ: سه شنبه 30 خرداد 1396 ساعت: 14:12

می آیی ؟؟؟ می آیی یک شب رو به آسمان دراز بکشیم توماه را رصد کنـــــــــــی من چشمان ماهتــــــــــــ را ؟؟ می آیی ؟؟؟ می آیی گم شویم میان تاریکی شب تو ستاره ها را بشماری و من گیسوان کهکشانی ا ت را ؟؟؟ راستی وسط رویاهایمان خوابت نبرد ؟؟؟ چشمان ماهت را که ببندی من و ستاره ها باهم خــــــــــــــــان

برچسب: نویسنده: آریا شمس تاريخ: سه شنبه 30 خرداد 1396 ساعت: 14:12

ای دل دیوانه دل من ، لبریز بهانه دل مندر خلوت خانه دل من ، از تنهایی گریه مکناز تنهایی گریه مکن ، از تنهایی گریه مکناز تیرگی زندگی ام ، چون سرشار از خستگی اماز عادت دلبستگی ام ، از تنهایی گریه مکناز تنهایی گریه مکن ، از تنهایی گریه مکن♫♫♫♫می آید آن رفته ی من با آغوشی همچو وطنحرف از سرگردانی مزن ، ا

برچسب: نویسنده: آریا شمس تاريخ: سه شنبه 30 خرداد 1396 ساعت: 14:12

ای امید دل من کجاییهمچو بختم کنارم نیاییآشنا سوز و دیر آشنایییا بلای دل مبتلاییبی وفا ، بی وفا ، بی وفاییتو غارتگر عقل و هوشیبه آزار جانم چه کوشیچو نی دارم در جان خروشیتو غارتگر عقل و هوشیبه آزار جانم چه کوشیچو نی دارم در جان خروشیچه خواهم از تو جز نگاهیچه خواهی از جانم ، چه خواهیندارم جز عشقت گناه

برچسب: نویسنده: آریا شمس تاريخ: سه شنبه 30 خرداد 1396 ساعت: 14:12

صفحه بندی